السيد الطباطبائي
111
مجموعه رسائل ( فارسى )
ذوالقرنين يا كوروش اشاره : در شأن نزول بخشى از سوره مباركه « كهف » چنين گفتهاند كه جمعى از يهوديان سؤالهايى از پيامبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله كردند و از آن جمله درباره ذوالقرنين پرسيدند كه اين آيات نازل شد : « از تو درباره ذوالقرنين مىپرسند . بگو : به زودى چيزى از او براى شما خواهم خواند . ما در زمين به او امكاناتى داديم و از هر چيزى وسيلهاى به دو بخشيديم تا راهى را دنبال كرد . تا آنگاه كه به غروبگاه خورشيد رسيد ، به نظرش آمد كه ( خورشيد ) در چشمهاى گل آلود ، غروب مىكند و نزديك آن طايفهاى را يافت . گفتيم : اى ذوالقرنين ، ( اختيار با توست ) يا عذاب مىكنى ، يا در ميانشان ( روش ) نيكويى در پيش مىگيرى . گفت : هر كه ستم ورزد ، عذابش خواهيم كرد ، سپس به سوى پروردگارش بازگردانيده مىشود ، آنگاه او را عذابى سخت خواهد كرد . و اما هر كه ايمان بياورد و كار شايسته كند ، پاداش نيكوتر خواهد داشت و به فرمان خود او را به كارى آسان وامىداريم . » سپس راهى ( ديگر ) را دنبال كرد . تا آنگاه كه به جاىگاه برآمدن خورشيد رسيد . آن را چنين يافت كه بر قومى طلوع مىكرد كه براى ايشان در برابر آن پوششى قرار نداده بوديم . اين چنين ( مىرفت ) و قطعاً به خبرى كه پيش او بود ، احاطه داشتيم . باز راهى را دنبال نمود تا وقتى به ميان دو سد رسيد . در برابر آن دو ( سد ) قومى را يافت كه